يحيى دولت آبادى
73
حيات يحيى ( فارسى )
گراندوف شارژدافر انگليس كه در اينوقت بجاى وزير مختار است روز اول آمده خلق را مخاطب كرده ميگويد : تشكر ميكنم از دولت متبوع خودم كه در فاصله سه ماه راه خبر ورود شما را بسفارتخانه با تلگراف بلندن دادم بفاصله شش ساعت جواب گرفتم كه كمال پذيرائى را از شما بنمايم . بعد ميگويد از مسجد جمعه تهران تا ارك همايونى سيصد قدم زياده فاصله نيست شش روز خلق آنجا متحصن بودند و جوابى از دربار همايون نشنيدند . خلاصه هر دسته از طلاب و كسبه وارد ميشدند يكدستگاه چادر مخصوص از طرف سفارت براى آنها سرپا مىشود و از آنها انواع پذيرائى به عمل ميآيد و چون چادر در سفارت يافت نميشود هر دسته كه ميآيند چادرى همراه خود ميآورند و روى هر چادر نوشته مىشود كه متعلق بكدام صنف است تا روز شنبه هفتم شهر جمادى الاخر كه عده متحصنين به بيست هزار نفر ميرسد . اگرچه كارگذاران سفارت آنقدر كه ممكن است در انتظام داخل سفارت سعى ميكنند ولى مردم هم گويا روح تازهء در آنها حلول كرده مختصر كار بيقاعده از ايشان سر نميزند نماز جماعت ميخوانند مجلس شورائى كه از هر صنف چند نفر در آن باشند تشكيل داده مقررات آن مجلس را همه اطاعت ميكنند اينجا سه مطلب را بايد دانست يكى آنكه متحصنين سفارت انگليس بدولت چه ميگويند و از او چه جواب ميشنوند ديگر آنكه دولت در رفع اين غائله چه اقدام مىكند سيم آنكه اشخاص آزاديخواه خارج از حوزه از اين اجتماع چه استفاده مينمايند و عاقبت امر بكجا ميانجامد . اين جماعت بعد از ورود بسفارت بتوسط شارژدافر سفارت گراندوف عرضحالى بدولت ميدهند مشتمل بر سه مطلب : يكى آنكه تمام كار و زندگانى و دادوستد كه داريم از روى شرع اسلام است و در نبودن علماء كه زمام امور شرع بدست آنها است امور زندگانى ما مختل است از